سيد علي اكبر قرشي
982
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دربارهء علم خداوند فرموده « او قرارة نطفة او نقاعة دم و مضغة او ناشئة خلق و سلالة » خ 91 135 ، خدا مىداند محل استقرار هر نطفه را و قرارگاه جمع شدن هر خون و مضغه را . مضغه حالت نطفه بعد از « علقه » است علت اين تسميه آن است كه نطفه در آن حال مانند تكهّء گوشت جويده است . مضمض : مضمضه آن است كه انسان آب را در دهان گيرد ، بعد بيرون اندازد ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده كه به لشكرش وصيت فرمود : « و لا تذوقوا النوم الّا غرارا او مضمضة » نامهء 11 371 « غرار » - به كسر اول : - خواب سبك . مضمضهء خواب آن است كه انسان بخوابد ، بعد بيدار بشود بعد بخوابد و همين طور ، يعنى نخوابيد جز خواب سبك يا قدرى بخوابيد و بعد بيدار شويد و همانطور جمع كنيد . مضى : - به ضمّ اول و تشديد آخر - رفتن . گذشتن : « ذهب و خلا » به معنى مداومت نيز آيد ، موارد بى شمارى از آن در « نهج » آمده است « امضاء » به معنى انفاذ است « امضى فيه حكمه » خ 205 يعنى انفاذ كرد و اجرا نمود ، به معاويه مى نويسد : « فلست بامضى على الشكّ منّى على اليقين » نامهء 17 375 ، نيستى مداومتر بر شك از من بر يقين . مطر : ( مثل شرف ) باران : « المطر : ماء السحاب » ، در اقرب الموارد آمده : فعل مطر در خير و رحمت و فعل « امطر » در عذاب و شرّ گفته مىشود مواردى از آن در « نهج » آمده است ، گويا دربارهء آينده فرموده : « فاذا كان ذلك كان الولد غيظا و المطر قيظا و تفيض اللئّام فيضا و تغيض الكرام غيضا » خ 108 157 ، چون آن ، زمان رسد ، فرزند مايهء غيظ و غضب والدين مى گردد ، روز بارانى روز گرما مىشود ، آدمهاى لئيم بسيار شوند و بزرگواران منزوى و ناپديد گردند . در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : « خير البريّة طفلا و انجبها كهلا و اطهر المطّهرين شيمة و اجو المستمطرين ديمة » خ 105 151 « مستمطر » به صيغهء مفعول يعنى كسى كه از او باران خواسته شود ، منظور از آن در اينجا احسان و يارى است ، در نسخهء عبده و ابن ميثم به جاى « اجود » لفظ « امطر » نقل شده ولى در نسخهء ابن ابى الحديد و صبحى صالح ، « اجود » آمده است .